السيد نعمة الله الجزائري

323

كشف الأسرار في شرح الاستبصار

چون گدايان چند بر درگاه هر لات ومنات * بهر مشتى سيم وزر فرسوده مىدارى جبين باورت هرگز نشد اى ملحد كج اعتقاد * اينكه حق سبحانه ارزاق را باشد ضمين آن خداوندى كه رزقت را فراوان مىرساند * در رحم ، بي زحمت آن وقتي كه بودستى جنين بعد از آن آماده در پستان مادر چشمه سان * شير نوشين با هزاران رأفت وذوق وحنين آرزوها در دلت باشد بسى دور ودراز * مىنينديشى كه ناگه مىرسد مگر از كمين گه بفكر عشرت وطنّازى وعيش وهوس * گه بحرف خطّ وخال وچشم وزلف عنبرين گفتگو تا كي ز ابروى كج وبالاى راست * نرگس مست ولب لعل وعذار آتشين نشنوى غير از صداى نغمه وآواز نى * با حديث غيبت روشندلان پاكدين عمرت از پنجه گذشت وفكر دنيا مىكنى * از شراب بيخودى تا چند مخمورى چنين بندهء نفسي ويارت ديو ، گيرم در نماز * بر زبان گوئى دروغ إياك نعبد نستعين مىكنندت عاقبت بر مركب چوبين سوار * مىرسانندت بمنزلگاه تو زير زمين با هزاران حسرت وغم مىكنندت سرنگون * گيرم اين هر هفت اقليمت بود زير نگين